X

چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز

 زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه

اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی.

پسر عزیزم تولدت مبارک .

نفس مامان گذر زمان رو حس میکنی که چقدر زود داری بزرگ میشی ... امیدوارم که از لحظه لحظه کودکیت لذت ببری و در آینده خاطره های شیرین داشته باشی عزیزم .

واسه خودت آقا شدی و تقریبا یکماهه که دیگه ...نمیخوری و دو هفته هم هست که دیگه پوشک نمیشی و توی این دو هفته خیلی زود پیشرفت کردی و خیلی خیلی زود کنار اومدی و تسلیم امر مامان و بابا و البته بزرگ شدن خودت شدی .

یکشنبه روز تولدت بود که یه تولد سه نفره برات گرفتیم و خیلی بهت خوش گذشت و هر چی دلت می خواست به کیکت ناخنک زدی و خامه خوردی . در ضمن بابایی هم برات یه آدم آهنی خوشکل خریده بود و دست مامان و بابا بزرگهای عزیزت درد نکنه بابت هدایا شون .

       و تو ای ناز ترین ناز خدا تپش قلبت زیباترین آهنگ زندگیمه

 



تاريخ : جمعه 10 آبان 1392 | 22:17 | نویسنده : مامانی |

 

همه نگران اين هستند که بچه هايشان به حرف آنها گوش نميدهند

اما نگراني مهمتر اين است که بچه ها هميشه به تماشاي شما مينشينند

سلام نفس مامان و بابا  
 
روز ها و شبها مثل برق  و باد می گذرن، و روز به روز تو بزرگ و دلبر تر میشی و البته شیطون و ناقلا  ...
 
عزیز دلم حسابی پر سر و زبون شدی و خیلی بامزه حرف می زنی ...
 
ولی نمیدونم چرا هنوز که هنوزه با غذا خوردن دوست نشدی ... تکه کلام  بامزه این روزاتم شده
 
(( روزه ام من ))...
 
شبهای عزیزی در پیش داریم ، امیدوارم که همگی قدر این شبها رو خوب بدونیم و برای هم دعا کنیم .
 
 
 
 
 
 


 


تاريخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 0:05 | نویسنده : مامانی |

 

   اینجاست که کودک عشق پا بر دیوار دل می کوبد و به یادت می آورد که من عشقم، همانی که با تو و در تو زاده شده ام، همان کودکی که نوازش می خواست، به دنبال لذت و شادی بود و به هرآنچه او را راضی می کرد دل می بست! کودک عشق، می خندد، دست می زند، پا می کوبد و اینگونه ابراز می کند! کودک عشق، هرگاه گرسنه شد می خورد، هرگاه تشنه شد می نوشد و هرگاه لذت می برد، پا می کوبد و بی تابی می کند!

کودک عشق، فردا را نمی شناسد، دیروز را نمی داند، فقط زنده است و زندگی را می چشد، روز ها را نمی شمرد و با کسی مسابقه نمی دهد، تازه تازه می چیند و به همان اندازه که دلش می طلبد، دریافت می کند. حوصله گریه کردن ندارد، به هر بهانه ای می خندد و بی بهانه، می بخشد!

کودک عشق نمی داند که می بخشد، فقط می بخشد. نمی داند چه معصوم است، فقط معصوم است. نمی داند فریب چیست! گاهی فریب می خورد! و نمی داند مجازات چیست، پس مجازات نمی کند و خیلی نمی داند و این که نمی داند، خود پاکی است، خود زیبای است، خود عشق است!
کودک عشق کودک عشق، نمی داند که می داند و همین ندانستن، جوهر دانایی است! مثل ندانستن خاک که دانه را سبز می کند. نمی داند چگونه و این ندانستن بستری برای رویش دانه ها می شود! مثل ندانستن خورشید که نمی داند چگونه می تابد، ولی نور حیات بخش، جوهر زندگی است، مثل ندانستن باد، ابر و باران که نمی دانند چگونه می وزند و درهم می شوند و می بارند ولی زندگی می آفرینند! مثل ندانستن عشق، که ناگهان جذب می کند، حرکت می کند و وجود را به جوشش می آورد.

کودک عشق، اعتماد میکند. چون در وجودش به احساسی که از تولد با اوست نزدیک است، این احساس به او القا می کند که همه چیز در برکت و امنیت است و کسی با اوست، او را نمی شناسد، او را ندیده و نخوانده، فقط می داند، کسی با اوست، و کسی با او هست!

کودک عشق، در بند تملک نیست! هرگز نمی پرسد که برکاتش بر چه کس یا کسانی می بارد، او می داند که برکاتش می بارد ولی نمی داند که چرا و چگونه، ولی همواره از عشق ورزیدن، پاداش می گیرد، پاداشش، شادی است و سرریزش انرژی حیات بخش کیهانی، ایجاد جنبش و حرکت و جذب هر چه نیکی و زیبای است.

کودک عشق، همه زبانها را می فهمد، همه مرزها را محو می کند، همه جهانیان را در آغوش می گیرد، هیچ کس برایش غریبه نیست! همه هستی ما در اوست! و مادر او همه هستی است!

کودک عشق، به دنبال نتیجه نیست، او فقط در راه است، او به زمان روشنی نمی اندیشد، فقط به دنبال روشنی لحظه به لحظه گام برمی دارد، او به زمان صلح نمی اندیشد، فقط کلمه به کلمه، از عشق و دوستی می گوید و محبت می کند.

کودک عشق، بزرگی است که مسخره اش کرده اند و قدرتش را، به بازی گرفته اند! کودک عشق، طفلی است که کوچکش پنداشته اند، تحقیرش کرده اند،  کودک عشق همواره با دشنام گویان مهربان بوده، با زبانی خوش سخن گفته و با خلقی عظیم از دشمنانش هم، دل برده است!

کودک عشق
همیشه کودک بوده است،
همیشه معصوم مانده است،
و همیشه، ستودنی است…

کودک عشقت را دوباره متولد کن!

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه 15 خرداد 1392 | 0:03 | نویسنده : مامانی |

    

برای کودکم قلب

 هر کودک ،گلدانی است از گلهای معطر، کودکان ،خانه ها را به نزدیک ترین بهارها گره زده اند، کودکان ،

راه های رسیدن به عشق را از پرندگان بهتر می دانند، کودکان ، از تمام ستاره ها به آسمان نزدیکترند .

کودک عزیزم ، این روزها اگر عاشقانه سپری می شوند به عشق وجود توست. دنیا با کودکان همیشه

زیباست .دنیای کودکی ،صمیمانه ترین دنیایی است که هر لحظه آرزو می کنیم که ای کاش دوباره به این

دنیا قدم بگذاریم . کاش دنیا همیشه کودک بماند و ترانه های کودکانه اش را لالایی شب های بی خوابی

مان کند. کاش دنیا به زیبایی روزهای کودکی می شد .کاش دنیا سراسر کودکانه می شد و ما

                                                      کــــــــودکـــــــــــــــــــــ flower divider



تاريخ : پنجشنبه 12 ارديبهشت 1392 | 21:51 | نویسنده : مامانی |

 

 

 



تاريخ : سه شنبه 13 فروردين 1392 | 23:17 | نویسنده : مامانی |

امیر مهدی جونم سلام .

  خیلی وقته که نتونستم بیام به وبلاگت سر بزنم ، شاید بخاطر تنبلی من باشه یا شرارت های بیش از حد

شما و یا درگیری ها و کارهای روزمره ... .

  خدا رو شکر که پنجمین مروارید خوشکلت هم البته با کلی ناز و عشوه بیرون اومد .

خیلی پسر مودب و باحالی شدی . به محض اینکه از خواب بیدار میشی به من و بابایی سلام میکنی .

وقتی کسی وارد خونه میشه و یا شما خونه کسی میری مثل یه شاخ شمشاد به همه سلام میکنی .

خوشم میاد که روابط عمومی بالایی داری و با همه رابطه خوبی برقرار میکنی . ( از بابایی ارث بردی )

بزاریه کم هم از بدی هات بگم :خیلی کم اشتهایی و با هزار ترفند باید بهت غذا داد .

از در و دیوار بالا میری . میری روی مبل ها واز اونجا هم اپن آشپزخونه و الی آخر ...

لحظه ای ازت نمیتونم غافل بشم .

شوخی کردم عزیزکم تمام کارهات واسه ما شیرینه و تمام این لحظه های در گذر برامون خاطره میشه .

             به امید اون روزی که تمام این خاطرات رو برات تعریف کنم و خودت لذت ببری گلم .

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه 10 اسفند 1391 | 11:09 | نویسنده : مامانی |

سلام امیر مهدی کوچولو مامان.

چه زود دیر می شود ، انگار همین دیروز بود ...

وروجک شدی . صبح ها که از خواب پا میشی شیطونی هات شروع میشه و از در و دیوار بالا میری و من

به جای انجام دادن امورات خونه فقط باید مواظب جنگولک بازیهای شما باشم .عصرها هم شیفت بابایی

شروع میشه و تا شب بایستی با شما فوتبال بازی کنه .کلافه

در ضمن شیرین زبون تر از قبل هم شدی و صدای حیوونای مختلف رو تقلید میکنی ( بع بعی -اسب- گاو -

پیشی- هاپو و...) و هم چنین صدای وسایل برقی آشپزخونه رو .

اجزا بدنت رو هم کم و بیش بلدی (مو- چشم- گوش- بینی- دست و پا )

امیر مهدی جون از صمیم قلب دوست دارم.قلب

 

 



تاريخ : شنبه 16 دی 1391 | 22:35 | نویسنده : مامانی |

سلام ، سلام به همه شما خوبانی که علی رغم تنبلی ما هر روز یه سری هم به وب،گل پسر مون می زدین...تشکرچشمک

ماه محرم رو به همه شما عاشقان وعزاداران آقا امام حسین(ع) تسلیت عرض می کنیم و از خداوند مهربون برای همه شما یاران واقعی اش آرزوی موفقیت داریم.

راستش امیر مهدی جون تو دهه اول این ماه عزیز بد جوری موتور سوزوند،خوردیم به تعطیلی و ....

سرتونو به درد نیارم پنج شیش تا دکی بردیم تا الحمدلله حالش بهبود یافت،اگرم الان جویای حال آقا باشید ماشاالله از دیوار خاک می ریزه ار این پسملی نه....اوه

نشد چند تا از عکسای جشن تولدشو براتون به موقع بذارم ،امیدوارم امیر خان بعد ها که این نوشته ها رو می خونه از ما خورده نگیره که چرا اینقده دیر گذاشتین  هااان....  .!متفکر

به امید اینکه همه مریضامون هر چه زودتر شفا پیدا کنن و به سلامت و خوبی دور هم با شادی زندگی کنن.الهی امینلبخند

 

 

     "امیر مهدی جان نفس مامان و بابا ،تولدت مبارک و از خدای مهربون برایت بهترین ها رو آرزومندیم "

در ضمن فرصت نشده بود به دختر عمه " آیسا خانم " هم از اینجا تولدشو تبریک بگیم ،

(("آیسا جان ")) تولد شما هم مبارک برای شما هم آرزوی سلامتی و خوشبختی می کنیم.

 

 

 



تاريخ : دوشنبه 13 آذر 1391 | 6:07 | نویسنده : مامانی |

     خدایا شکرت بخاطر نعمت مادر شدن .


     خدایا شکرت بخاطر فرشته کوچولویی که صحیح و سالم به ماعطا  کردی

    خدایا شکرت بخاطر توانی که به من دادی که بتونم از هدیه آسمونیت به خوبی مواظبت کنم .

    و خدایا شکرت بخاطر همه نعمت هایی که هر روز به ما عطا می  کنی و شاید ما از کنار آنها بدون شکرگزاری رد شویم .

                             خدایا هزاران هزار بار شکرت

 

 

 امیر مهدی جون تولدت مبارک

 عزیزم یکسال به خوبی و خوشی سپری شد و شما دیگه واسه خودت مرد شدی:

١. راه رفتن امیر مهدی جون تقریبا نیمه حرفه ای شده و دیگه خیلی کم زمین می خوره .

٢. سه تا و نصفی دندون کوچولو داره .❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

٣. کلمات بابا ، مامان ، دد ، آب ، الو صحیح و کامل تلفظ میکنه و برخی کلمه ها رو دست و پا شکسته .

 

 پسمل نازم امیدوارم در پناه خدا و زیر سایه من و بابایی صحیح و سالم باشی و ما روز به روز شاهد بزرگتر شدن و پیشرفتت باشیم .

 

روز اول

یک ماهگی

دو ماهگی

سه ماهگی

چهار ماهگی

پنج ماهگی

شش ماهگی

هفت ماهگی

هشت ماهگی

نه ماهگی

ده ماهگی

یازده ماهگی

و اینم یک سالگی امیر مهدی کوچولو ....

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه 2 آذر 1391 | 22:47 | نویسنده : مامانی |

سلام ،سلام به شما همراهان مهربون که ما رو با نظرات خودتون شاد می کنید ،

کم کم داره بوی پاییز برگ ریزون و هوای سردش از راه میرسه ، بچه ها با روپوشای رنگی ،کیف به دست،

صبح زود دوون دوون به طرف مدرسشون میرن.و امیر مهدی ما هم داره به تولد یک سالگیش نزدیک

میشه.آره بیست و هشت مهر گل پسر ما یکسالش تمومه قلب،  دیگه پسملم برا خودش مرد شده ........

روپای خودش وایمیسته ، تازشم یه چند قدمی هم بگی نگی برمیداره تا شتلق بخوره زمین ، امیدوارم تا

راه رفتن رو خوب یاد بگیره بلایی سر خودش نیاره.....آخ

پسمل نازمون در حال خرید کردن



تاريخ : پنجشنبه 6 مهر 1391 | 23:32 | نویسنده : مامانی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
  • نوراندیشان
  • چند رسانه ای پارس